تبلیغات
موسیقی
Designer SiteDesigner E-MailHome

موسیقی درمانی

موسیقی درمانی چیست ؟

موسیقی درمانی روشی است در جهت برخی اهداف درمانی که می‌تواند مواردی از جمله تقویت و ساماندهی سلامت روحی و جسمی افراد را به دنبال داشته باشد . به عبارت دیگر از موسیقی درمانی برای بازیافت ، نگهداری و تقویت سلامت جسمی و روحی و عاطفی استفاده می‌شود.

 تاریخچه پیدایش موسیق درمانی

تاریخچه استفاده از موسیقی به عنوان روشی برای درمان به زمان ارسطو و افلاطون باز می‌گردد. از آن زمان به بعد رگه‌هایی از استفاده از اصوات و آهنگها برای درمان بیماریهای مختلف بکار رفته است. اما در قرن بیستم فکر رسمی استفاده از موسیقی برای درمان مصدومین جنگ جهانی اول آغاز شد و هر چند استفاده از این روش درمانی با مشکلاتی همراه بود که با قدمهایی که برداشته شد، بتدریج این شاخه درمانی تکامل یافت و انجمنهای متعددی تشکیل گردید. بطوری که در سال 1944 اولین برنامه آموزش موسیقی درمانی در جهان در دانشگاه میشیگان آغاز شد.

در سال 1950 انجمن موسیقی درمانی آغاز به کار کرد. در سال 1971 انجمن موسیقی درمانی آمریکا یا AAMT آغاز به کار کرد. در سال 1985 فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید. انجمن موسیقی درمانی ایرانی با اهداف بالا بردن سطح آگاهی افراد از فرآیند موسیقی درمانی و فواید آن و بالا بردن امکانات تخصصی برای استفاده از این شیوه درمانی فعالیت خود را آغاز کرده است.

روشهای موسیقی درمانی

در موسیقی درمانی دو روش اساسی وجود دارد: روش فعال و روش غیر فعال ، روش غیر فعال شامل شنیدن موسیقی است که بیماری با گوش دادن و شنیدن موسیقی که در حال نواخته شدن است، مورد درمان قرار می‌گیرد. در این روش بیشترین تأثیر عملکرد در جهت برانگیختن و تأثیر واکنشهای عاطفی و ذهنی است. در حالی که در روش موسیقی درمانی فعال که نواختن ، خواندن و حرکات موزون اساس کار است. واکنشهای مختلف عاطفی ، ذهنی ، جسمی و حرکتی تحریک و برانگیخته می‌شوند. برنامه‌ها و روشهای موسیقی درمانی متنوع و متناسب با نیاز افراد تنظیم و تدارک دیده می‌شود. محورهای اصلی برنامه‌های موسیقی درمانی شامل شنیدن موسیقی متناسب و آرام بخش و نواختن موسیقی در گروههای منظم و یا انفرادی خواندن آوازها ، ترانه‌های فردی و یا گروهی می‌باشد.

 موسیقی درمانگر کیست؟

انجام و ارائه روش درمانی توسط هر فردی جایز نیست. موسیقی درمانگرها افرادی متخصص هستند که در زمینه‌های مختلف موسیقی و شاخه‌های درمانی ، آموزش دیده‌اند. بلکه آنهایی صلاحیت دارند که با اساس بیماریها ، درمانهای مختلف آنها ، روانشناسی موسیقی و ... آشنا هستند و شایستگی فردی و تخصصی لازم را در این زمینه دارا هستند.

در موسیقی درمانی از چه نوع موسیقی استفاده می‌شود؟

موسیقی انواع مختلف دارد، برخی آرام و برخی تند هستند. در هر حال تأثیر موسیقی‌های مختلف بر ذهن و سلامت انسان متفاوت است. برخی از انواع موسیقی نه تنها نقش بهبود دهنده ندارند، بلکه معمولا برای کارکردهای مختلف مغز و روح انسان نیز مضر به شمار می‌روند و در صورت تداوم به گوش دادن یا نواختن آنها مشکلاتی را برای فرد بوجود خواهد آورد. در فرآیند درمان با موسیقی از نواحی از موسیقی استفاده می‌شود که القاء آرامش و نشاط ذهنی را به همراه دارند و باعث تجدید قوا و بهبود کارکردهای مغز می‌شوند. این دسته از موسیقی‌ها با ایجاد تأثیرات مختلف از جمله تقویت اراده و روحیه بیماران فرآیند درمان را سرعت می‌بخشند 

چه نوع بیماریهایی با موسیقی درمانی درمان می‌شوند.  

طیف وسیعی از بیماریها در طی فرآیند درمان بهبود پیدا کرده‌اند. این بیماریها طبقات مختلف با علل مختلف را در بر می‌گیرند. بطور کلی عمدتا بیماریهایی که به نحوی با مسائل روانی فرد در ارتباط هستند یا حالات روانی می‌تواند نقش مؤثری در بهبود آنها داشته باشند، در پاسخ مثبت به موسیقی درمانی شناخته شده هستند. همچنین بیماریهای جسمی که منشأ روانی دارند با این روش بهبود پیدا می‌کنند. با توجه به این که پردازش موسیقی در مغز در مناطقی متفاوت از مناطق درگیر در ادراک سایر اصوات از جمله گفتار صورت میپذیرد امروزه از موسیقی درمانی در توانبخشی ذهنی و جسمی و نیز کمک به رشد دقت شنیداری و بهبود توجه و تمرکز و در نهایت رشد مهارتهای گفتاری استفاده می‌شود. این امر در مورد کودکان مبتلا به اوتیسم و نیز مبتلایان به اختلال یادگیری بیشتر صدق می‌کند. بنابر تحقیقات جدید، موسیقی درمانی میتواند بعضی از علایم اسکیزوفرنی را تخفیف داده و بهبود دهد. این پژوهش که در مجله روانپزشکی British Journal of Psychiatry منتشر شده است، اولین موردی است که در آن موسیقی درمانی برای افرادی که دچار اسکیزوفرنی حاد هستند به کار گرفته شده است و توسط محققینی از کالج سلطنتی لندن و درمانگرانی از مرکز سلامت روانی North West London رهبری و اداره میشود.


داستان

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو...
«ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.»
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:
«عزیزم ، شام چی داریم؟» جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: «عزیزم شام چی داریم؟» و همسرش گفت:
«مگه کری؟!» برای چهارمین بار میگم: «خوراک مرغ»! حقیقت به همین سادگی و صراحت است.
مشکل، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد؛ شاید در خودمان باشد...

حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد
آورده‌اند كه شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب كنید كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام كرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه كسی (هستی)؟ عرض كرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد كه مردم را ارشاد می‌كنی؟ عرض كرد آری.. بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟ عرض كرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه كوچك برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌كنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه كه می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم..
بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی كه مرشد خلق باشی در صورتی كه هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت. مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید. بهلول پرسید چه كسی؟ جواب داد شیخ بغدادی كه طعام خوردن خود را نمی‌داند. بهلول فرمود آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟ عرض كرد آری. بهلول پرسید چگونه سخن می‌گویی؟ عرض كرد سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌كنم و چندان سخن نمی‌گویم كه مردم از من ملول شوند و دقایقعلوم ظاهر و باطن را رعایت می‌كنم. پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بیان كرد.
بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی‌دانی.. پس برخاست و دامن بر شیخ افشاند و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او كار است، شما نمی‌دانید. باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟ عرض كرد آری. بهلول فرمود چگونه می‌خوابی؟ عرض كرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن كه از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان كرد.
بهلول گفت فهمیدم كه آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.
بهلول گفت چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.
بدانكه اینها كه تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریكی دل شود. جنید گفت جزاك الله خیراً! و در سخن گفتن باید دل پاك باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت كه بگویی آن وبال تو باشد. پس سكوت و خاموشی بهتر و نیكوتر باشد. و در خواب كردن این‌ها كه گفتی همه فرع است؛ اصل این است كه در وقت خوابیدن در دل تو بغض و كینه و حسد بشری نباشد.مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!"


آموزنده

پند لقمان حکیم به فرزند :

ای جان فرزند :

هزار حکمت آموختم که چهارصد حکمت انتخاب کردم،

 در آن چهارصد حکمت، هشت کلمه برگزیدم که جامع کمالات است: 

دو چیز را هرگز فراموش نکن:

خدا را و مرگ را

دو چیز را همیشه فراموش کن:

کسی به تو بدی کرد،خوبی به کسی کردی.

و اما چهار کلمه ی دیگر:

 به مجلسی که وارد شدی زبان نگه دار

   به سفره ای وارد شدی شکم نگه دار   

     به خانه ای وارد شدی چشم نگه دار    

        به نماز وارد شدی دل نگه دار          

‹‹"چنان نما كه هستی " نه چنان باش كه می نمایی ››

"با یزید بسطامی "

تا که بودیم نبودیم کسی

کشت ما را غم بی هم نفسی


تا که رفتیم همه یار شدند

تا که مردیم همه بیدار شدند


قدر آیینه بدانید چو هست

نه در آن وقت که افتاد و شکست


http://digitalblack.typepad.com/.a/6a00d8345588f169e200e5544192df8834-800wi


میرزا عبدالقادر پاوهای

میرزا عبدالقادر پاوه ای یكی از بزرگترین ومشهورترین شاعران وادیبان هورامی است كه مانند خورشیدی درآسمان فرهنگ وشعر هورامی می درخشد این شاعر توانا درسال 1266 هجری قمری در شهر پاوه متولد شد پدرش كدخدا محمد نام داشت .خانواده اش از معتمدین شهر پاوه بودند. میرزا عبدالقادر دروس مقدماتی را همچون دیگر همسالان خود درمكتب به انجام رساند وقرآن را فراگرفت ودروس سنتی وکتب اشعار شاعران عارف پارسی  مانند بوستان وگلستان را نیز درحجره خواند. چون ذاتاَدارای طبعی لطیف بود خیلی زود به شعر روی آورد واولین اشعار خود را درسن چهارده سالگی سرود.میرزا درطول زندگی پر بار خود زیاد به سفر رفت واکثر شهرهای ایران وعراق وعثمانی را زیرپا گذاشت تجارب فراوانی کسب کرد مردمان وجوامع گوناگونی را دید وبا افکار مردم از نزدیک آشنا شد. اگر به شعر او دقت کنیم درمی یابیم که شاعر دارای معلومات بسیارزیادی در مورد جغرافیا جامعه شناسی وتاریخ است.

 میرزا درپاوه زندگی می کرد پاوه ای که طبیعت زیبایش شاعران را جان می دهد وآنان را به اعماق شوریدگی ودلدادگی می برد. میرزا اشعارش را با گشت وگذار در مناطق زیبا وطبیعت جادویی هورامان مخصوصاً پاوه باقلمی که عشق ازآن تراوش می کند،جلایی تازه می بخشد وقتی که شعر «شه مال» را می خوانی انگار خودت نسیم صبحگاهی شده ای وداری از آن مناطق وآن کوهها وجنگلها ومناطق جادویی هورامان عبور می کنی. شعر «چناری هولی»تو را به اعماق تاریخ می برد وحوادثی که درطول قرون واعصار منطقه هورامان دستخوش آن شده است را در ذهنت مرور می کنی . منظومه های میرزا بسیار زیبا هستند از منظومه «کله وعاینه مل» برایتان بگویم که اگر چه جنگی را در پاوه به تصویر می کشد که بین سپاه ملخ وسپاه سار(پرنده ای شبیه گنجشک)رخ داده است اما درواقع این جنگ مصاف سپاه عثمانی وایران  درمنطقه هورامان است که البته نیازی نمی بینم که دراینجابه آن بپردازم اما این منظومه شناسنامه پاوه است. تمام نقاط پاوه وحومه پاوه، تمام کوهها، بیشه ها،جنگلها، اماکن داخل شهر ، باغها دراین منظومه 295 بیتی مشخص شده اند. شاید جایی درجهان یافت نشود که به قدر پاوه از اسامی اماکن برخوردار باشد زیرا دارای صدها باغ وکوه وتپه وجنگل است که هر یک ازاینها اسم خاص خود را داردکه از ازمنه قدیم این اسامی وجود داشته اند ومانسل امروزی ازاین لحاظ خود رامدیون میرزا عبدالقادرمی دانیم.

 میرزا علاوه بر اینکه شاعری جامعه شناس ، ادیب ومورخ بود، به عرفان علاقه وافر داشت.گفته می شود که وی از مریدان پیر هورامان شمس العارفین شیخ محمد عزیز نجاری بود.(البته من دلیل محکمی در این مورد ندارم)  دیوان اشعارش مملوست از اشعار عرفانی وخصوصامناجاتهای عرفانی ومراثی که به مناسبت وفات مشایخ منطقه سروده است یکی از این مراثی مرثیه ای است دروفات شیخ محمد عزیز نجاری که متاسفانه در دیوان شعر میرزا عبدالقادر که توسط شاعر فاضل آقای سپنجی گرد آوری شده، این شعر موجود نیست احتمال می دهم ایشان شعر را نیافته است زیرا هم او وهم دیگر شعرای کنونی هورامی ارادتمند تکیه ومشایخ نجار هستند.پس بعید می دانم این کار از روی عمد صورت گرفته باشد.

میرزا عبدالقادر هم عصر شیخ محمد عزیز بوده وهنگام وفات شیخ بسال 1322 ه.ق 56 سال سن داشته وخود نیز در سال 1328ه.ق درسن 62 سالگی وفات کرده است.

قیـبله م  فیراقـت  ، قیبـله م  فیـراقـت             

ئارام لیم سه نده ن سه ودای فیراقت 

دل  قه قنه س  ئاسا جه  ئیـشتیـاقت

تاقه ت تاق بیه ن په ی ئه بروی تاقت

دووری  قـامـه تـت  قیـامـه ت  خـیـزه ن

هیجرت شه راره ی جه حه ننم بیزه ن

کاری پیم که رده ن مه حروومی رازت

مه گیران  وه  جه رگ  نیم نگای نازت

قه دری  عافیه ت سوحبه ت  نه زانام

شو کرانـه ی  شوکری  رازت  نه وانـام

ها خه م کوی شادیم وه باد مه شانو

ته مام  ئیـنتقام  وه سلت  لیم  سانو

 


پاوه

اورامانات

موقعیت و ویژگی های طبیعی:

اورامانا ت در استان كرمانشاه،در شمال و شمال غربی استان با وسعتی حدود 4120 كیلومتر مربع كه از شمال به استان كردستان (مریوان) از شرق به كرمانشاه و كامیاران از جنوب به اسلام آباد غرب و سر پل ذهاب و از غرب به طول 180 كیلومتر با كشور عراق (حلبچه) هم مرز است منطقه اورامانات 2/9 درصد از كل وسعت استان را در بر می گیرد ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1450 متر و فاصله نزدیكترین شهر اورامانات (روانسر) تا مركز استان حدود 55 كیلومتر و از فاصله 600 كیلومتری تهران قرار گرفته است.

 

آب و هوا:

آب و هوای منطقه اورامانات معتدل كوهستانی میباشد وزش جریانهای مرطوب غربی و نزولات جوی مناسب و وجود ارتفاعات عظیم زاگرس  سرتاسر منطقه را پوشانیده است. پوشش جنگلی و گیاهی و جریان رودهای متعدد در منطقه آب و هوایی منحصر به فرد را به وجود آورده است هوا در تابستان معتدل و در زمستان سرد است سرمای هوا معمولا از آذرماه شروع شده و تا پایان اسفند ماه ادامه دارد. ریزشهای جوی در منطقه‌ی اورامانات فراوان و در مناطق مرتفع به صورت برف میباشد. این منطقه به ماسوله‌ی غرب شهرت دارد و شهر پاوه هم به شهر هزار ماسوله و آلپ ایران معروف است. در منطقه اورامانات هر چه از كوهستان به طرف دشت برویم از اعتدال هوا در منطقه كاسته می شود. به طوری كه مناطق غربی،جنوبی و شرقی جوانرود به طور محسوس گرمتر از دیگر نواحی اورامانات میباشد در منطقه اورامانات سه باد مهم دیده میشود:

بادهای غربی- باد شمال- باد زلان.

 

پوشش جنگلی و گیاهی:

به علت نزول باران كافی در منطقه‌ی اورامانات پوشش گیاهی خودرو بسیار فراوان میباشد كه مهمترین آنها جنگلها،مراتع و پوشش گیاهی گسترده كوهستانی و كوهپایه ای میباشد سراسر منطقه‌ی اورامانات به ویژه ارتفاعات شهرستان پاوه را پوشش گیاهی متراكم فراگرفته است. جنگلها و بیشه‌های منطقه‌ی اورامانات شامل درختان بلوط،مازوج،ونوشك،سیاولیك،زالزالك وحشی،امرود(گلاب كوهی)،بادام كوهی،آلبالوی كوهی،گون،انجیركوهی،ودرخت بید میباشد. در نواحی كوهستانی و هموار منطقه‌ای اورامانات انواع گیاهان خوراكی و دارویی می روید كه به زبان كردی میتوان:

توله‌كه- وله‌ره- پرنه- خوژه- كاشمه- كلاقن- پیازوحشی- شنگ- قازیاخه- ریواس- سوره‌بنه- پیچك- و ازگیاهان خوشبو و دارویی میتوان: وره‌كر‌مه ر- به‌رزه‌لنگ- شه‌و‌بو و چنور اشاره كرد.

 

زندگی جانوری:

منطقه‌ی اورامانات یكی از مهمترین مناطق شكار چه از زمان قدیم و چه در زمان حاضر بوده و می باشد كه از زمان فرمانروایان ساسانی و معاصر نقل قولهای فراوانی از شكار در این منطقه شده است. دربیشه زارها و كوهستانها و دره‌های اورامانات با توجه به وفور جنگلها و آب و هوای معتدل امكان زیست برای حیوانات،انواع پرندگان وحشی اعم از بومی و مهاجر دیده میشود كه از مهمترین پرندگان این منطقه می توان به كبك،تیهو،كبوتر چاهی،غاز،مرغابی،بلدرچین،قمری،چلچله،سبزه‌قبا،داركوب،دم‌جنبانك،‌زرده‌وه ره،زیتوله،كلاغ،غوطه‌خوره و فیقه و از مهمترین حیوانات وحشی می توان به پلنگ،خرس،گرگ،روباه،خرگوش،مار،شغال،كل‌وبز،قوچ و میش،خوك و گراز اشاره نمود و در رودخانه‌ها و سرابهای منطقه نیز انواع ماهی و پرنده یافت میشود.

 

 

ویژگیهای انسانی:

سابقه تاریخی:

در هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد اقوامی در دامنه‌ها و دره‌های زاگرس مسكن گزیدند كه پس از به قدرت رسیدن به تصرف شهر‌های بین‌النهرین پرداختند كه این اقوام در تاریخ به ناههای گوتی یا كاسی معروف شد.

ساكنان زاگرس به استناد كتیبه‌های بابل،آشور و عیلام طوایفی مانند لولوبی- ناپری- منابی- آمادی و پارسوا بوده‌اند. بر اساس شواهد تاریخی و سفر جنگی سلم‌النصر سوم آشوری (837 ق‌م) به طرف كردستان كه ساكنان كوهستان‌های كردستان را پارسوا نامیده نامیده است. به احتمال فراوان ساكنان منطقه‌ی اورامان به علت صعب‌العبور بودن منطقه و امنیت در برابر دشمنان كمتر دستخوش تغییر و تحول و اختلاط گردیده‌‌اند كه پایدار ماندن زبان، پوشش و آداب و رسوم كهن ایرانی در منطقه‌ی اورامانات خود شاهدی بر این مدعاست به دلایل فوق و شواهد می توان گفت كه ساكنان منطقه‌ی اورامانات از بازماندگان قبایل پارسوا می باشند چرا كه سلم‌النصر به صراحت اشاره كرده است كه ساكنان كوهستان‌های كردستان از قبایل پارسوا می باشند مسلما در اصالت قوم كرد و عدم اختلاط آنها با اقوام دیگر به دلایل فوق و ذلایل بسیار دیگر تردیدی نیست و این نكته‌ بارها توسط متشرقین و كردشناسان ایرانی و غیر ایرانی مورد تاكید قرار گرفته است.

 

وجه تسمیه:

بنابر آنچه برهان قاطع آورده است اورامن oraman نوعی از خوانندگی و گویندگی باشد كه آن خاصه فارسیان و شعر آن به زبان پهلوی باشد و نام دهی است از مفاضات  جوشقان مشهوربه اورامن و چون این قسم گویندگی را شخصی از خنیاگران آن ده وضع كرده بوده است بنابراین به اورامن شهرت یافت. شمس‌قیس رازی صاحب‌المعجم مینویسد:

كافه اهل عراق را از عالم دعامی و شریف و وضیع به انشا به ادبیات فهلوی مشهوف یافتم و به اصغا و استهاع ملحونات آن مرلع دیل بلكه هیچ لحن لطیف و تالیف شریف از طریق اقوال عربی و اغزال درسی و ترانه‌های معجز و داستانهای مهیج اعطاف ایشان را درنمی جنبانید و دل و طبع آن را چنان در نمی جنبانید و دل و طبع ایشان را چنان در اهتزاز نمی آورد كه :

لحن اورامی و بیت فهلوی                   زخم رود و سماع خسروی

لحنی از موسیقی قدیمی در فرهنگ معین در معنی اورامان آورده است.

زبان و گویش مردم اورامان شمالی و جنوبی در استان كرمانشاهان و كردستان و گویش ادبی سراسر كوهپایه‌های زاگرس است و از ایلام و لرستان و كرمانشاهان و كردستان در بحر فهلویات به آن اشعار حماسی،ملی و مذهبی سروده‌اند و می سرایند بر اساس شواهد تاریخی اورامان از اورتن یا اورامن نام یكی از سرداران ساسانی كه جهت تبلیغ آیین زرتشت به منطقه‌ی روانه شده بود گرفته شده و نام سروده‌های دینی زرتشتیان می باشد كه به احترام آن سردار سروده‌های دینی این مردم اورامان نامیده شده است.

البته نام اورامان را از كلمه‌ای اهورا آما یا اهوراآمان منیز می دانند كه به معنی اهورا آمد یا آمده است میباشد كه به گویش اورامی میباشد كویا این منطقه از مهمترین مناطق آیین رزتشت در ایران قبل از اسلام بوده است. آتشكده بزرگ پاوه كه دومین آتشكده بزرگ ایران بعد از آذرگشنسب می باشد گویای این حقیقت می باشد پاوه در لغت به معنی ایستاده برروی پاهای خود می باشد و در آیین اوستایی یعنی پاكی در رفتار و پندار و گفتار می باشد همچنین ممنصوب به پاوپسر شاهپورپسر كسیوس برادر انوشیروان ساسانی بوذه كه یزدگرد سوم او را به منظور تجدید آیین زرتشت به منطقه روانه كرده است.

 

تقسیمات سیاسی و جمعیت:

اورامانات در شمال و شمال غربی استان كرمانشاه كه در بعضی كتب جغرافیایی كردستان جنوبی نیز خوانده می شود شامل شهرستان‌های پاوه و جوانرود و روانسر و قسمتی از شهرستان مریوان می باشد. شهرستان پاوه دارای 4 بخش مركزی نوسود- نودشه- بانیگان و هشت‌دهستان به اسامی شمشیر- منصورآقایی- قشلاق- شرام- سیروان- نیسانه- كلاش شویسر و هولی و هفتاد روستا و پنجاه و شش روستای غیر مسكونی بر اثر جنگ تحمیلی می‌باشد ،این شهرستان دارای جمعیتی در حدود 80000 نفر می‌باشد شهرستان جوانرود نیز از شهرستان های منطقه اورامان می‌باشد كه در شمال غربی استان و دارای بخشهای مركزی روانسر ثلاث بابا جان و 10 دهستان و 344 روستا می‌باشد این شهرستان با جمعیت حدود 150000 نفر یكی از شهرستان های پر جمعیت استان می‌باشد .

شهر های عمده اورامان شامل جوانرود پاوه و روانسر می‌باشد .

زبان و دین :

زبان مردم اورامانات كردی می‌باشد كه به گویش های هورامی و جافی تكلم می‌گردد زبان و گویش هورامی كه زبان مردم پاوه و اكثریت بخشهای تابعه و قسمتی از شهرستان مریوان می‌باشد .

یكی از زبان های اصیل ایرانی و بازمانده از زبان پهلوی و اوستایی می‌باشد كه كوهستانی بودن منطقه باعث شده بعد از 2000 سال همچنان همان گویش بدون تغییر تكلم گردد .

پوشش محلی مردم :

پوشش آنان لباس كردی می‌باشد كه لباس زنانه به اسم گجی و مردانه به اسم كواپا نتول است .

پوشش زنان علاوه بر گجی شامل یك جلیقه معمولاٌ‌ از جنس مخمل سیاهبه نام سخمه. روسری و شلوار زنانه‌ی كردیبه اسم پاوه ره  می باشد و پوشش مردان هم از دو قسمت تشكیل شده است . (همانگونه كه از اسم آن مشخص است ) كوا همان كت لباس است و پانتول هم همان شلوار آن است ویک شال وکلاه کردی هم به اسم کلاو دسمال هم شامل آن است

ویژگی های اقتصادی :

مردم منطقه به كشاورزی و دامداری می‌پردازند به طوری كه مرغوبترین نخود ایران كه به نخود كرمانشاهی معروف است مربوط به همین منطقه و شهر روانسر می‌باشد علاوه بر آن به كشت محصولات گندم جو ذرت و دانه های روغنی و صیفی جات می‌پردازند از محصولات باغی می‌توان به گردو ، توت ، انار ، انجیر ، انگور ، آلوچه ، زرد آلو ، آلبالو و گیلاس اشاره نمود .

 

صنایع دستی:

صنایع دستی در این مناطق سابقه بسیار طولانی دارد و در اورامانات انواع قالی،گلیم،جاحیم،سجاده و جانماز،لباس مردانه،نخ‌ریسی،سبد بافی،نمد‌مالی و گیوه بافی با كیفیت بالایی تولید می گردد كه از شهرت بسیار زیادی در غرب كشور برخوردار است در ضمن بهترین نوع گیوه كردی در شهر نودشه تولید می گردد.

 

راه‌ها:

راه اصلی و قدیمی منطقه اورامانات شامل جاده‌ای است كه از كرمانشاه شروع شده و به طرف شمال غربی امتداد یافته و از شهر روانسر گذشته و در 15 كیلومتری شمال غربی روانسر شاخه‌ای از آن منشعب گشته و شهرستان جوانرود و بخش ثلاث باباجانی را تغذیه می نماید.

 

آب‌های تحت‌الارضی:

با توجه به وفور نزولات جوی از منطقه به ویژه در ارتفاعات زاگرس كه ذخیره آب بسیار مناسبی را در خود پنهان می نماید. وجود آب‌های زیرزمینی،چشمه‌ها و آب‌های متعدد امری طبیعی به نظر می رسد به ویژه شهرستان روانسر و منطقه تابع دارای سفره‌های زیرزمینی بسیار و سرشاری می باشد كه در واقع می توان این منطقه را یك كاراست به تمام معنا نامگذاری نمود از مهمترین سرآبها و سرآب‌های بزرگ منطقه می توان به سراب روانسر واقع در شهر روانسر،سراب هولی در شهرستان پاوه- چشمه‌ی دربند- چشمه قوری قلعه- سراب شمشیر- چشمه‌ی دوریسان در همان روستای دوریسان - چشمه كوان در روستای دشه- چاه پرآب نوریاب و آبشارآب معدنی بل در نزدیكی روستاب هجیج در بخش نوسود- آبشار قه‌ل‌وه‌ز در نوسود- چشمه‌ی بیمیر- چشمه‌ی شاهو- چشمه‌های متعدد كوه آتشگاه مانند چشمه‌ی بیار و چشمه‌ی شیخ حسن و چشمه‌ی مله پلنگانه اشاره نمود.

 

كوه شاهو:

منطقه اورامانات منطقه كوهستانی است كه بخشی از سلسله جبال منظم زاگرس قسمت عمده این منطقه را پوشانیده است. رشته كوه فرعی شاهو منشعب از رشته كوه عظیم زاگرس در سراسر این منطقه سر به آسمان كشیده است و بلندترین قله‌های آن زاولی و گاوقران با ارتفاع 3390 متر از سطح دریا می باشد این رشته كوه از روستای داریان در ساحل رود سیروان منتهی الیه خاك خوانرود قدیم كه اكنون از توابع پاوه محسوب می شود شروع و به طرف شرق امتداد یافته از شمال جوانرود گذشته و رو به مشرق امتداد پیدا كرده و در 4 كیلومتری روانسر یعنی نقطه‌ای كه به گردنه‌ی گشن معروف است به دو شعبه تقسیم گردیده یك شعبه آن در پشت روانسر خاتمه یابد و قله معروف به قله‌ی روانسر را تشكیل می دهد شعبه دیگر شاهو از گشن به شمال منحرف و به فاصله 8 كیلومتری در امتداد شمال ایجاد یك نیم دایره قوسی نموده و ییلاق بسیار باصفا و خنك تابستانی را تشكیل می دهد كه زرنه نامیده می شود و محل كوچ اهالی میباشد از آنجا بازهم به طور منحنی رو به جنوب ممتد و پس از طی 7 كیلومتر در امتداد جنوبی كرمانشاه مجددا به طرف شرق امتداد یافته و در هفت فرسخی روانسر و پنج فرسخی كرمانشاه سلسله‌ی آن قطع می گردد.

 

كوه ماكوان:

كوه ماكوان از جنوب منصور آقایی،باینگان و دودان كشیده شده است و در مرخیل به خاك عراق منتهی می شود.

 

كوه آتشكده:

كوه آتشكده یا آتشگاه رشته كوهی است كه از شاهو جدا گشته و از غرب دهستان شمشیر گذشته و به رودخانه‌ی سیروان منتهی می شود ارتفاع بلندترین قله‌ی آن 2462 متر است و خط الراس آن حد طبیعی بین پاوه و جوانرود است.

 

جاذبه‌های طبیعی منطقه:

مهمترین جاذبه‌های آن همان طبیعت بكر و زیبای منطقه می باشد و به اطمینان می توان گفت كه لطافت و هوای پاك منطقه بسیار بهتر و مطبوع تر از هوای شمال كشور است.

 

جاذبه‌های توریستی منطقه‌ی پاوه و اورامانات:

دریاچه زریوار واقع در مریوان

مقبره حضرت عكاشه

آبشار گویله

آبشار سلور

 

اورامان تخت:

منطقه اورامان تخت نیز یكی از زیباترین تفرج‌گاه‌های منطقه به شمار می رود روستای اورامان تخت كه از قدیمی ترین شهرهای جهان و ایران به شمار می رود.

كوه‌های آلپ گونه‌ی این منطقه همراه باغ‌های زیبا و كوه‌های برف گیر سرسبز و پوشیده از گل‌های رنگارنگ این منطقه زبانزد خاص و عام  است. این منطقه از نظر بافت روستا و نوع معیشت مردم با توجه به صعب‌العبور بودن منطقه بسیار در خور توجه و دیدنی می باشد به گفته‌ی مورخین این روستا یكی از قدیمی ترین شهرهای جهان در دوران باستان بوده است كه آثار باستانی فراوانی در آن دوران بدست آمده كه متاسفانه بیشتر آنها توسط سوداگران به غارت رفته است و هنوز هم خبری از آنها در دست نیست.

 

تفرج‌گاه‌ها و جاذبه‌هی توریستی اورامانات:

غار قوری قلعه: در حد فاصل شهرستان پاوه و جوانرود قرار دارد این غار بزرگترین غار آبی آسیا و دومین غار آبی جهان است كه تاكنون 3700 متر از این غار زیبا و شگفت‌انگیز شناسایی شده و عملیات اجرایی آن در سه فاز در دستور كار قرار گرفته است كه فاز اول آن به طول 700 متر به اتمام رسیده است و هر ساله هزاران توریست را به شهر پاوه می كشاند.

غار كاوات: این غار از غارهای غریب و شگفت‌انگیز منطقه‌ی اورامانات می باشد این غار سومین غار آبی آسیا و جهان است

منزل دخمه ا‌ی خالو حسین:منزل دخمه ا‌ی خالو حسین كه توسط پیرمردی به نام حسین كه از نعمت یك پا محروم می باشد با سعی و تلاش كم نظیر و ستودنی با استفاده از دست و چكش در دل كوه غاری ساخته كه دارای چندین  اتاق می باشد و این غار سنگی در نزدیكی مسیر جاده‌ی روانسر به باینگان قرار گرفته است و در چند سال اخیرمورد  بازدید عالی گردشگران و علاقمندان قرار گرفته است.

آتشكده پاوه :

ارتفاع كوه آتشگاه 2462 متر می‌باشد به گفته مورخین این آتشكده حدود 750 سال قبل از اسلام فروزان بوده است . و دومین آتشكده‌ی بزرگ ایران باستان بعد از آذر گشنسب بوده است .

مسجد دخان پاوه :

این مسجد در شهرستان پاوه قرار دارد كه دارای یك جلد قران نفیس خطی می‌باشد .

و در سال 890 هجری به دست زنی  به نام مریم نوشته شده است .

مقبره‌ی سید عبید الله : (كوسه هجیج )

سید عبید الله كه برادر تنی امام رضا می‌باشد در روستای هجیج قرار دارد و هر ساله هزاران نفر از دوستداران ائمه اطهار به شهرستان پاوه می‌كشاند .

آرامگاه حضرت ویس القرانی :

این آرامگاه در مسیر جاده كرمانشاه روانسر و در فاصله حدود 20 كیلو متری شرق روانسر قرار دارد حضرت ویس از بزرگترین صحابه پیامبر گرامی اسلام بوده است.

آرامگاه سلطان اسحاق :

این آرامگاه در مسیر پاوه به نوسود و در نزدیكی دهستان نیسانه در روستای شیخان واقع در ساحل رودخانه سیروان قرار گرفته است .

آبشار بل :

آبشار بل در روستای هجیج از توابع شهرستان پاوه و در نزذیكی بخش نودشه قرار دارد این آبشار زیبا و منحصر به فرد دارای آب معدنی و درمانی بسیار گوارا می‌باشد آبشار بل به شهادت كارشناسان طبیعی ترین و بهترین آب آشامیدنی و معدنی جهان است ، آب معدنی این آبشار به كشورهای عربی و اروپایی صادر می‌شود لازم به ذكر است كه بل در زبان یونانی به معنی خدای آب های جهان است .

تفرج گاه دالانی :

در نزدیكی روستای دزآور از توابع بخش نوسود در شهرستان پاوه قرار دارد تفرجگاه دالانی شامل كوهستانی بسیار سر سبز و مرتفع با دامنه های لبریز از گل های زیبا و چشمه های گوارا و قله های پوشیده از برف حتی در تابستان می‌باشد .

چشمه خرخره :

این چشمه در نزدیكی روستای هانی گرمله از توابع بخش نوسود قرار گرفته است ، این چشمه دارای آب سرد و بسیار خشك می‌باشد به طوری که اگر فردی از داخل آن چشمه هفت سنگ بردارد او را موردتحسین قرار می دهند.  


دیوزناو

Devaznav1

Devaznav2

Devaznav3

Devaznav4

Devaznav5

Devaznav6

Devaznav7

Devaznav8

Devaznav9

Devaznav10

Devaznav11

Devaznav12

Devaznav13

Devaznav14

Devaznav15


تاریخچه کرد

در اوستا هور به معنای خورشید است وهورامان یعنی جایگاه خورشید. همچنین هورامان از دو واژه هورا به معنی اهورامزدا ومان به معنی خانه وسرزمین ترکیب یافته و معنای آن سرزمین اهورا مزداست.

یک معنی جدیدتر که اگر چه با مسماست اما نمی توان ریشه تاریخی برای آن پیدا کرد این است که هورامان به معنی بلند شده یا برگزیده شده می باشد.اگر به جغرافیای هورامان توجه کنیم درمی یابیم که اطراف این سرزمین را از چهار طرف چهار دشت محصور کرده است.از شمال منطقه هموارکردستان ومریوان ، از جنوب دشت ذهاب ، از شرق دشت ماهیدشت واز غرب دشت شاره زور یا شهرزور.ودر وسط این چهار دشت منطقه کوهستانی وصعب العبور وجنگلی هورامان قرار گرفته است.

 تاریخ

 تاریخ هورامان به زمان سلسله پیشدادیان برمی گردد.هرچند که از آن تاریخ اطلاع چندانی دردست نیست با این حال اهالی هورامان خود را ازنسل اردشیر دراز دست ملقب به بهمن فرزند اسفندیار می دانند.

درتواریخ مذکور است  که این منطقه همچون دیگر مناطق کردستان تا قرن 11 ق.م تحت سلطه دولت بابل بود. درزمان تگلات پالاسر اول(1100-1115 ق.م) سپاه آشور به ارمنستان حمله برده آنجا را فتح نمود سپس به حوالی دریاچه وان سپاه راند بعد از او آراد نیراری وفرزندش آشور بانی پال حملات اورا ادامه دادند ولی نتوانستند از کوههای زاکرس عبور کنند تنها توانستند منطقه هورامان را فتح نمایند. هورامان مدتها تحت سلطه دولت آشور بود .

 دراین دوران بود که حروف ماسی موراتی درمیان کردان رواج داشته وبا این حروف کتابت نموده اند که تا قرون اولیه اسلام هم دربین هورامیها این خط رایج بوده است(تاریخ مردوخ).

در حدود قرن سوم پیش از میلاد اسکندر مقدونی به ایران حمله برد وتمام ایران رابه آتش کشید . هورامان از این غائله مستثنی نبود .اما هورامان تنها جایی بود که بصورت جدی دربرابر سیل خروشان سپاه اسکندر مقاومت کرد و مقاومت دلاور ایرانی آریوبرزن که با پرتاب سنگهای عظیم در تنگه دربند دزلی برروی سپاهیان اسکند موجب تلفات فراوانی برای آن سپاه شکست ناپذیر بود ، درکتابها مسطور است.

سپاهیان سلوکی بعد از تسلط برمنطقه درصدد محوکردن آثار تمدن ایران وجایگزینی فرهنگ یونانی برآمدند .تمام آتشکده ها را ویران ساختند ومردم را به پرستش الهه ها واصنام مجبور کردند.اگر چه هیچ نشانه ای از پرستش بت در این منطقه موجود نمی باشد اما گویا  (الهه بل خدای آبها ) یکی از الهه های یونانی بوده که مورد پرستش قرار می گرفته است. وامروزه هنوز آثاری از آن باقی مانده ویکی از بزرگترین چمشه های آب معدنی دنیا درهورامان به نام چشمه بل نمودی از اعتقاد به این این الهه دربین هورامیان است.

درقرن دوم واول قبل از میلاد هورامان تحت سلطه حکومت ارمنستان بوده است که از اسنادی که درهورامان کشف شده ، مشخص گردیده که درسال88 ق.م منطقه اورامانات تحت حکومت ارتاکسیس یا ارتاکسیاس بوده است.

 چرم نبشته های هورامان

 در سال 1913 یکی از بزرگترین اخبار فرهنگی جهان کشف سه سند خیلی مهم (اجاره نامه) درمنطقه هورامان بودکه تاریخ وفرهنگ ناشناخته کرد را روشن می سازد.درباره چگونگی کشف این سه سند خیلی قدیمی جمال رشید می نویسد: « شیخ امین شیخ علاالدین نقشبندی برای من تعریف کرد که دکترسعید خان کردستانی برای مداوای چشم عباسقلی سان(سلطان هورامان) به هورامان آمده بود .قبل از آمدن این دکتر شیخ علاالدین به همراه مریدانش به ده پلنگان می رود .درآنجا یکی از مریدانش راکه به ورگل مشهور بوده به کمک چند تن دیگر برای نقب غاری در آن حوالی به منظور دسترسی به آب می فرستد. درحین کندن دروسط غار به جایی پر از شلتوک می رسند درداخل شلتوک کوزه ای مومیایی شده پیدا می کنند که بعد از شکستن آن متوجه می شوندپر از ارزن بوده وسه قباله سند درداخل آن است. شیخ علاالدین این سه قباله را به دکتر سعید کردستانی می دهد وایشان هم آن را به انگلستان برده بدست دکتر ادوارد براون مستشرق ومورخ معروف می ساند.دکتر براون به کمک پرفسور منس متخصص خط وزبان یونانی پی به رمز اسناد می برند.این اسناد اجاره نامه هایی بوده که یکی از آنها به زبان پهلوی وخط سریانی نوشته شده(88ق.م) . دونسخه دیگر با خط وزبان یونانی نگاشته شده اند ومضمون هردویکی است. این دونسخه درزمان فرهاد چهارم از پادشاهان اشکانی نوشته شده اند.(22  و 21 ق.م) . این قباله ها درواقع خرید وفروش تاکستان می باشد .همچنین این اسناد دلالت براین دارند که درآن ایام منطقه هورامان تحت حکومت ارمنستان  بوده است. بنا به گفته آیت الله مردوخ مورخ کرد ، حکمران هورامان درآن عهد بهمن سوم از نسل هجدهم بهمن اول پسر اسفندیار بوده است.

 زبان

 زبان هورامی درحقیقت همان زبان مادیست که اصل وریشه آن زبان آریانی قدیم یا «آنزان» می باشد. آنزان پدر تمام زبانهای مادی وهندی وپارسی وعیلامی است وتقریباً سه هزار سال پیش از میلاد مسیح آریانها به آن تکلم می نموده اند که به مرور شعبه شعبه شده وتغییرات کلی پیدا کرده است. چنانکه می دانیم امروزه زبان فارسی رابطه خود را با فارسی قدیم از دست داده ، جملات بیشماری اعم از عربی وترکی ومغولی داخل زبان فارسی رایج گردیده است.وبطور کلی شکل وافعال آن تغییر یافته بطوری که نگاشتن به زبان فارسی ساده ( زبانی که در پرسپولیس استخر فارس نوشته شده) خیلی دشوار می باشد. اما بالعکس زبان هورامی از قاعده مستثنی است. هورامی زبانها کلمات زیادی از عربی داخل زبان خود نکرده اند وشکل وافعال خود را حتی المقدور حفظ نموده اند. در زبان هورامی افعال وقواعدی وجود دارد که نسبت به سایر زبانها امتیازمحسوب می شود. بطور مثال برای زن ومرد ویا بطور کلی برای نر وماده قواعدی متفاوت است که درزبانهای دیگر آریانی مانند فارسی وکردی وجود ندارد.

درزبان هورامی هزاران واژه از زبان پهلوی وپیش از آن می توان یافت.درهورامان بهار را وه هار وتابستان را هامن یا هاوین می گویند.بنابر این می توان گفت که یک دسته از اقوام ایرانی یعنی هورامی ها با وجود تحمل سیلهای بنیان کن حوادث ووقایع تاریخی وآتش های جانگداز تاخت وتازهای اقوام مهاجم درنهایت دلاوری وپایداری بیش از دیگر اقوام ایرانی درحفظ زبان نیاکان خود وفادار وبرقرارمانده اند.

 دین

 عبادت وپرستش هرمزد درهورامان به ماننددیگرولایات ایران رواج داشت.اما این عبادت فقط مختص اشراف وبزرگان بود که به آنها«پیر» می گفتند.کم کم پیر ها هرمزد پرستی را به انواع خرافات وسحر وشعبده بازی وجادوگری آلودند واین روند تاقرن هفتم قبل ازمیلاد ادامه داشت تااینکه درسال660 ق.م زردشت دوم که یکی از هوشمندان کرد بود در حوالی دریاچه اورمیه برعلیه این مفاسد قیام کرده وبه اشاعه افکار خود وتحکیم آئین اهوراپرستی می پردازد.بنا بر این  مردم هورامان زردشتی بوده و اهورامزدا را خدای یکتا دانسته و پرستش کرده اند.

 

در قرن اخیر یک پوست پاره درنواحی سلیمانیه به خط پهلوی که به زبان هورامی بسیارنزدیک است بدست آمده که درآن چند بیت شعر به صورت مرثیه نوشته شده است. این اشعار براین دلالت دارد که کردها وبالاخص هورامیها درآغاز اسلام آئین زردشتی داشته اند واهورامزدا را  پرستش نموده اند.دراین اشعار حمله اعراب را به خاک کردستان به تصویر می کشد که شهرها وروستاها را تانواحی شهرزور خراب وویران می کنند.

 متن اشعار:

هــرمـــزگـــان رمـــان آتـــران کــــژان

                       ویشان شارده وه گه وره گه وره کـان

زورکـــاری عــــاره بکـــــردنه خـــاپوور

                       گنـــــا ئــــی پالــه هه تا شــاره زوور

شه ن وو کـــه نیکـان وه دیل بشینا

                       میــــرئـازا تلـــی ژروی هـــــه وینــــا

ره ویش زه رده شت مانووه بیکه س

                      بزیکا نیکا هـــــرمــــزد وه هیچ که س

معنی اشعار چنین است:

1-(هرمزگان) معابد ویران شدند ،آتش ها خاموش گشتند.بزرگ بزرگان خود را پنهان نمودند.(هرمزگان به معنی معابد یا مساجد است ودرزبان هورامی به مسجد مزگی گفته می شود .ومسجد معرب مزگد یا مزگت است  که ازمزدگه آمده یعنی هرمزدگه یا گد به معنی گدا که مقصود آن گداگاه هرمزد ومحتاجین به هرمزد است) . 2- عرب ستمکار دهات وشهرها را تاشهرزور خاپور وویران نمودند. 3- زنان ودختران را به اسیری گرفتند ودلیران به خون خود غلطیدند. 4- روش وآئین زردشت بیکس ماند وهرمزد به هیچ کس رحم نکرد.

مردم هورامان به سه عنصر آب وخاک وآتش اعتقاد داشتند. مرده را نمی سوزاندند وآن را در خاک دفن نمی کردند ودر آب نمی انداختند تا مبادا سه عنصر مقدس  آتش وخاک وآب را آلوده کنند.بلکه مرده را به بالای کوهی می بردند تا پرندگان وحشی وکرکسها ولاشخورها گوشت اورا بخورند وپس از از بین رفتن گوشت، استخوانها را دفن می کردند. معمولاً کوه «دالانی »جایگاه خوبی برای این کار بود. دالانی به معنای مکان دالها یا کرکسهاست و در نزدیکی دالانی محلی دیگر هست که به آن «کله به ره ودالا » یا گذر گاه کرکسها می گویند وگمان می رود این مکان نیز محلی برای گذاشتن لاشه مردگان بوده است.

 آثار فراوان به جامانده حاکی از زردشتی بودن مردم هورامان است مردم هورامان به نور وروشنایی اعتقاد داشتند وآن را مقدس می شمردند ومظهر قدرت اهورامزدا می دانستند. در اکثر روستاهای هورامان آثار بجا مانده از آتشکده ویا معبد زردشتی دیده می شود. کوه آتشگاه در پاوه نمادی از تقید مردم هورامان به آیین زردشتی وآتش پرستی بوده است. درکوه آتشگاه آتشکده ای قرار داشته که حدود هزار سال آتش مقدس فروزان بوده که با آمدن اسلام درهمان قرون اولیه اسلامی بوسیله مسلمان تخریب شده است. با این حال هنوز بقایای آتشکده موجود است.


موسیقی کردی

پیشینه و گونه‌ها

[ویرایش] افسانه‌ها

پیدایش موسیقی کردی مثل اکثر قومها و ملت‌های دیگر از افسانه‌های کردی شروع شد که در این قسمت، افسانه‌ها در قالب ترانه‌های کردی گفته می‌شوند. این ترانه‌ها در فرهنگ کردی به ترانه‌های دیوانی تقسیم می‌شوند و بیشتر محتوای آنها همان افسانه‌های کردی است، که شکل حماسی دارند.

اولین طلیعه‌های هنر کردی از بار ادبی و هنر موسیقی حماسه‌های کردی بودند. مشهورترین کسی که به این نوع موسیقی پرداخته «کاویس آغا» بود که ترانه‌های وی همان حماسه‌هایی هستند که از گذشتگان بر جای مانده‌است. افسانه‌های زیادی در زبان کردی موجود است که اگر فیلم سازان حرفه‌ای به آن ها توجه نمایند، می‌توانند سوژه‌های بسیار جالبی را از آن ها بسازند مانند: زارا عشق چوپان

[ویرایش] حکایت‌ها و داستان‌ها

نوع دیگری از موسیقی فولکلور کردی مربوط به حکایتها و داستان‌هایی می‌شود که ترانه‌های داستانی نیز به دو بخش قهرمانی و دلدادگی قابل تقسیم هستند. در ترانه‌های قهرمانی به دلاوریها و مبارزه طلبی‌های یک قهرمان پرداخته می‌شود. در ترانه‌های دلدادگی جنبه‌های رمانتیک و عاشقانه بین دو شخص بیان می‌شود که از این میان، ترانه «زنبیل‌فروش» که جنبه عرفانی دارد و ترانه‌های «آس و حسن» و «خج و سیامند» که سرگذشت دو دلداده را بیان می‌کند، از معروفترین آثار در این بخش هستند.

در بخش دیگر موسیقی کردی، کردهای «سورانی» برای خود نوع ویژه‌ای از موسیقی دارند که به آنها «گورانی» می‌گویند که این نوع ترانه‌ها در میان کردهای اطرف شهرستان ارومیه و کردهای ترکیه (شمال) «لاوژه» گفته می‌شود و این نوع گورانی‌ها ریتمی به نام «قه‌تار» دارند که پژوهشگران براین باورند ریشه این واژه از واژه زرتشتی «گاتا» گرفته‌شده که در اوایل، مربوط به یک سری نیایش‌ها و مراسم مذهبی بوده‌است.

دومین نوع این موسیقی «هوره» نام دارد که مختص زبان کردی کلهری بوده و در جنوب کردستان و منطقه کرمانشاه خوانده می‌شود در ابتدا ترانه‌های ویژه‌ای در حمد و نیایش «اهورامزدا» بود و این واژه نیز ریشه زرتشتی دارد که برای نیایش‌های مذهبی آن زمان کردها که زرتشتی بودند، سروده شده‌اند.

در مراسم یادبود اشخاص بسیار مهم، کردها از یک نوع موسیقی که به مرثیه‌سرایی و مرثیه‌خوانی شباهت دارد به صورت ترانه و با تعریف ویژگیهای آن شخص برای او عزاداری می‌کنند.

در آیین‌های زادروز پیامبر، کردها یک نوع ویژه از موسیقی را اجرا می‌کنند که به آن «مولودی» می‌گویند. البته مولودی‌خوانی در بیشتر جوامع مسلمان رواج دارد. اولین مولودنامه در وصف و ستایش محمد را «ملاباتدیی» صوفی و عارف مشهور نوشت که بعدا مرسوم شد که در زمان عید مولود از سروده‌های وی در مولودی خوانی استفاده کنند. اصیل‌ترین سازهای استفاده شده در موسیقی کردی «سرنا» و «دهل» هستند و بعدا سازهایی که وارد این نوع موسیقی شده‌اند مانند «دف» و «تنبور» دارای اهمیت ویژه‌ای شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به «میژوی ئه ده بی کوردی» علاالدین سجادی و پژوهشی در فولکلور کردی مراجعه کنید.موسیقی کردی تا حدودی نمادی از شادیهاو غم و اندوه بعد ازپایان هر جنگ است.

[ویرایش] هنرمندان نامدار کرد در عرصه موسیقی

==جستارهای وابسته==

[ویرایش] سازها

سازهای رایج و اصیل در موسیقی کردی نی، سورنا، نایه، دهل، دف، تنبک، تنبور و کمانچه است.

به طور کلی در موسیقی ایرانی ملودی هایی در قالب هفت دستگاه ماهور، شور، نوا، همایون، سه گاه، چهارگاه و پنج گاه جای می‌گیرند. اما غیر از هفت دستگاه معروف فوق یک دستگاه مشهور دیگر وجود دارد و آن دستگاه "اصفهان" می‌باشد. بسیاری از موسیقیدانان معتقدند این دستگاه بخشی از دستگاه شور است و بسیاری دیگر بر این باورند که شاخه‌ای از همایون است. آوازهای " قه تاری" کردی در همین دستگاه جای می‌گیرند.

در میان هفت دستگاه فوق، دستگاه شور از سایر دستگاه‌ها وسیع‌تر و بزرگ‌تر است زیرا اگر چه در سایر دستگاه‌ها، چندین آواز دیگر جای می‌گیرد، اما دستگاه شور علاوه بر این خود دارای چندین "گوشه" دیگر می‌باشد. این گوشه‌ها شامل ابوعطا، بیات ترک یا بیات زند، افشاری یاهه وشار، ده شتی و بیات کرد می‌باشد.

بسیاری از آوازهای کردی مانند کابوکی، شاییک ده گری، گول نیشان گول نیشان و اکثر آوازهای حیران در دستگاه شور جای دارند.

[ویرایش] شیوه‌ها و آوازها

موسیقی کردی دارای شیوه‌ها و آوازهای مختلف است که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم.

[ویرایش] بیت

بیت، یکی از مهم‌ترین مقام های کلاسیک کردی که در جنگ ها، جوانمردیها و حماسه‌ها به کار برده می‌شود و در ستایش خالق یکتا و پیامبر گفته شده که نام دیگر آن در موسیقی کردی "بالوره" می‌باشد. بالوره گویان، بی پرده و بی واهمه آوازشان را از هر قسم که باشد سر می‌دهند زیرا می‌دانند که کسی از آنان دلتنگ نمی‌شود. بیت خوانی مبتنی بر نغمه‌های کاملا ساده و بدون رعایت وزن و قافیه است.

این آواز کردی بیشتر در مناطق مهاباد، مکریان و بوکان نواخته می‌شود. سوز و مقام سوز و مقام یکی دیگر از انواع شیوه‌های موسیقی کردی می‌باشد . مهم ترین ویژگی این آواز کردی توجه به سوز درون، شکایت و زاری و چون با قدرت تمام صورت می‌گیرد به آن سوز و مقام می‌گویند، این آواز در اکثر مناطق کردستان وجود دارد.

[ویرایش] سیاه چمانه

سیاه چمانه یکی دیگر از مهم‌ترین آوازهای کردی می‌باشد. این آواز به شکل هجایی و دو مصراعی به سبک و سیاق ایرانیان کهن سروده می‌شود و به علت همزیستی با مسایل عرفانی رنگ و بوی جدیدی هم به خود گرفته و در پاره‌ای مواقع به آن مقام شیخانه یا صوفیانه هم می‌گویند.

شمس قیس رازی در کتاب المعجم فی معاییر اشعار عجم به سیاه چمانه اشاره می‌کند و می‌گوید که این آواز مختص منطقه هورامان کردستان است . در مورد وجه تسمیه سیاه چمانه نظرهای گوناگونی وجود دارد .

اما براساس یک نظریه معروف واژه سیاه به معنای رنگ سیاه و چمان که همان جمان بوده از کلمه کردی جامه گرفته و به نام جامه سیاه درآمده و منظور کسی بوده که در موقع خواندن این آواز جامه مشکی می‌پوشیده است.

این موسیقی بیشتر در مناطق اورامان، پاوه، نودشه، نوسود، مریوان و غرب سنندج نواخته می‌شود.

[ویرایش] هوره

هوره از دیگر شیوه‌های موسیقی کردی است . این آواز یک مقام بسیار زیباست که سوگ، ماتم، غریبی و عزاداری را به شیوه‌های ملیح و متین به گوش شنونده می‌رساند.

اعتقاد موسیقیدانان این است که هوره همان ستایش اهورامزدا بوده و کردها که پیروان آیین زرتشت بوده‌اند، با اهورامزدا شروع به خواندن می‌کنند.

این آواز در کرمانشاه، ایلام، لرستان، سرپل زهاب، اسلام آباد، کرند غرب، گیلان غرب، هرسین، مایدشت و سنقروکلیایی نواخته می‌شود.

[ویرایش] حیران

یکی دیگر از آوازهای کردی حیران می‌باشد که از دل بیت سر در آورده و اغلب از متنی عاشقانه و پرسوز و گداز با توسل جستن به خالق یکتا، ائمه و پیامبران برخوردار است. این آواز بیشتر در مناطق مکریان و مهاباد وجود دارد.

[ویرایش] لاووک

لاووک یا لاوژه از دیگر آوازهای کردی می‌باشد که از ترانه‌های کلاسیک کردی سرچشمه گرفته و در میان کردهای خراسان به مقام‌های (لو و هی له لو شوان) خوانده می‌شود.

این مقام مخصوص زنان و وجه تمایز" لاووک " با "حیران" در نوع زبان شعری به کار رفته در آن می‌باشد. لاووک به طور کلی به گویش زبان کردی سورانی اجرا می‌شود. این آواز در تمام مناطقی که به زبان کردی کرمانجی صحبت می‌کنند وجود دارد.

گورانی باشکوه‌ترین و بزرگ‌ترین شیوه موسیقی کردی می‌باشد . این آواز عظیم‌ترین دسته نغمات در موسیقی کردی را دارد و کهن‌ترین بخش ادبیات موسیقی کردی را شامل می‌شود. در زبان عامه به تمام شیوه‌ها و آوازهای موسیقی کردی گورانی نیز گفته می‌شود.

[ویرایش] چمری

چمری نیز از آوازهای موسیقی کردی است که به پاس تجلیل از وجود باارزش از دست رفته‌ای اجرا می‌شود. این آواز به معنای شیون، عزا و نهال قامت خم شده است .

چمری همانند نوحه‌خوانی در فارسی و در مناطق مختلف ایلام، لرستان و کرمانشاه طرفداران زیادی دارد. اما موسیقی کردی وسیع‌تر از این است که بتوان آن را در قالب آوازها یا شیوه‌های محدود و مشخصی گنجاند. به ن.عی می‌توان بیان کرد که موسیقی کردی یکی از اصیل ترین و کهن ترین نوع موسیقی ایرانی بیان می‌گردد

موسیقی کردی بازتاب غنای روحی و معنوی مردم و در عین حال تریبونی برای تفسیر مسایل عمیق جامعه می‌باشد. نغمه‌هایی از قبیل مقام‌های الله ویسی، کوچه باغی، صمد عسکری و ترانه‌های ملودیکی نیز در موسیقی کردی وجود دارند که بر اشعار هجایی و گاه عروضی استوار هستند .

اگر چه مقام‌ها و آوازهای کردی، جزیی از موسیقی قدیمی ایران است، ولی منظور این نیست که تمام مقام‌ها و آوازهای کردی، بدون کم و کاست، در چارچوب دستگاه‌های سنتی ایران قرار می‌گیرند.

بعضی از آوازها و مقام‌های کردی مانند سیاه چمانه و هوره در موسیقی کردی وجود دارند که در داخل دستگاه‌های موسیقی ایرانی جای نمی‌گیرند و یک دستگاه خاص را می‌طلبند. علت مصونیت این آوازها از موسیقی ایرانی این است که; این مقام‌ها و آوازها بازمانده موسیقی غنی گاتای آیین زرتشت و هجای این شعر نیز در ردیف‌های عروضی جای نمی‌گیرد و جغرافیای سخت و آغوش گرم هورامان مانند سپری از این آوازها دفاع کرده است.

موسیقی کردی از دیرباز دارای ویژگی، غنا، ریشه و اصالت بوده و به صورت سینه به سینه نقل شده است .

یکی از موسیقیدانان کردستان در مورد وضعیت موسیقی کردی چنین می‌گوید: موسیقی کردی به علت تنوع از غنی پرباری برخوردار است و این غنی بودن موسیقی، ماهیت، اصالت و ریشه‌دار بودن آن را نشان می‌دهد.


گروه شهناز

دیگر اثار استاد مجید درخشانی  :در خیال ( با صدای  استاد محمدرضا شجریان ) –نسیم صبحدم-جوهر عشق-دیدار-شهر آشنایی(با صدای حسام الدین سراج)-فصل باران(اجرای گروه خورشید با صدای علیرضا قربانی)-آسمانه(اجرای گروهخورشید با صدای غلامرضا رضایی-من طربم(مجموعه تصانیف) و...




رامین صفایی alt
نوازنده‌ی سنتور
متولد 1341 تهران
تحصیلات : کارشناسی مهندسی شیمی ، کارشناسی ارشد نوازندگی موسیقی ایرانی ( دانشگاه هنر)
•         فراگیری سنتور در شهرستان گرگان سال  1354 نزد آقای ناصر صفایی
•         فراگیری سنتور نزد استاد فرامرز پایور طی سال های 1370 – 1377
•         بهره گیری از محضر اساتید پرویز مشکاتیان و پشنگ کامکار طی سال های 1376 – 1383
•         فراگیری و آشنایی با سه تار نزد استاد زیدالله طلوعی طی سال های 1376 – 1380
•         آهنگسازی و تنظیم آلبوم چاووشی با صدای حسین کاظمیان
•         همکاری با گروه موسیقی ماهور ، نوا و نکیسا در مازندران
•         سرپرستی گروه موسیقی چنگ از سال 1380 تاکنون و اجرای کنسرت های متعدد در تهران و شهرستان ها
•         فراگیری تمبک ، ویلن در استان مازندران طی سال های 1370 - 1380



مژگان شجریانalt
نوازنده ی سه تار
متولد : 1348 تهران
تحصیلات :
کارشناس نقاشی، کارشناس ارشد ارتباط تصویری ( گرافیک ) از دانشگاه آزاد اسلامی، کارشناس موسیقی از دانشگاه هنر
سابقه آموزشی:
•         فراگیری سه تار نزد استاد محمدرضا لطفی و استاد حسین علیزاده در مرحله مقدماتی سال 1358
•         فراگیری ردیف نوازی نزد استاد پرویز مشکاتیان سال 1360
•         فراگیری ردیف نوازی نزد استاد مهربانو توفیق در دانشگاه هنر سال 1368
سابقه فعالیت هنری:
اجرای کنسرت با سرکار خانم سیما بینا در سال 1370 در تهران
طراحی گرافیک آثار استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان از سال 1372
طراحی و اجرای صحنه کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز 1387
اجرای کنسرت با گروه شهناز در سال 1387



محمد رضا ابراهیمی
نوازنده‌ی عود
متولد 1350
فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشگاه هنر و نوازنده تار سه تار دیوان و عود. او  فراگیری موسیقی را نزد  مجید درخشانی، ارشد طهماسبی محمد رضا لطفی و هوشنگ ظریف آغاز کرد. از سال 1368 آموزش عالی و فعالیت های اجرائی خود را از قبیل ضبط موسیقی و اجرای کنسرت نزد حسین علیزاده آغاز کرد. وی در حال حاضر مدرس موسیقی در دانشگاه هنر و هنرستان موسیقی می باشد.  .او در کنسرت اصفهان (1386)همراه  گروه آوا و استاد محمدرضا شجریان  بود. از دیگر فعالیت های هنری  وی انتشار آلبوم تک‌نوازی عود به نام «ثنا» است.


شاهو عندلیبی
نوازنده‌ی نی
متولد سال 1353 سنندج
تحصیلات: کارشناس ارشد موسیقی ( دانشگاه هنر )
• فراگیری مقام ها و آواز کردی از کودکی زیر نظر پدرش زنده یاد ایرج عندلیبی
• فراگیری نوازندگی نی و ردیف میرزاعبدالله  نزد جمشید عندلیبی از سال 1367
سابقه فعالیت های هنری
• همکاری با گروه مولانا به سرپرستی محمد جلیل عندلیبی (1371 - 1375)
• همکاری با گروه تنبور شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری (1378-1380)
. اجرای کنسرت به عنوان خواننده در گروه عندلیبی در اولین فستیوال موسیقی کردی در کردستان عراق (1382)
• همکاری با گروه خورشید و ماه از زمان تاسیس به سرپرستی مجید درخشانی ( از 1383)
• همکاری با استاد محمدرضا شجریان ( گروه آوا ) در کنسرت غوغای عشقبازان در شهر اصفهان  1386
• اجرای کنسرت های متعدد در داخل و خارج از کشور با گروه خورشید از جمله: اجلاس سران شانگهای در کشور چین، کنسرت در کاخ ورسای فرانسه، بزرگداشت مولانا در یونسکو ( پاریس)، کنسرت در کشور روسیه و کنسرت های متعدد در کشور آلمان و دانمارک و فرانسه به صورت هم نوازی به همراه استاد مجید درخشانی
• همکاری به صورت گروه نوازی و تکنوازی در تولید آلبومهای منتشر شده و در حال انتشار به نام های:
فصل باران، آسمانه، گنج نهان، بودن و سرودن و دیدارها، مستان سلامت می کنند، نیشتمان، سکوت، چوپی


رادمان توکلی alt
نوازنده تار
متولد 1353 تهران
تحصیلات : لیسانس عمران
سوابق آموزش:
•         آقای امیر نادرزاده 1372 (نوازندگی تار دوره مقدماتی)
•         آقای فریبرز عزیزی و استاد حسین علیزاده  1381  - 1378 ( نوازندگی تار)
•         استاد محمد رضا لطفی ( دوره تئوری موسیقی 1374 و فراگیری تار و شناخت ردیف 1385 تا کنون)
•         استاد فرهاد فخرالدینی هارمونی مقدماتی
سوابق و فعالیت های هنری
•         شرکت درجشنواره موسیقی جوان سال 1376
•         همکاری با گروه پرنیان به سرپرستی کامیار صیقلی 1376
•         برگزیده جشنواره تارنوازان بزرگداشت استاد حسین علیزاده سال 1381
•         عضویت در گروه خورشید به سرپرستی استاد مجید درخشانی ( اجرای کنسرت های متعدد در داخل و خارج از ایران از جمله اجلاس سران شانگهای و مقر سازمان یونسکو در پاریس)
•         نوازندگی در آلبوم های فصل باران ، آسمانه، بودن و سرودن، گنج نهان به آهنگسازی استاد مجید درخشانی


حمید قنبریalt
•         نوازنده‌ی تنبک
•         متولد 1353 در تهران
•         تحصیلات: شیمی کاربردی - فارغ‌التحصیل رشته‌ی موسیقی
•         استاد: از سال 1373 نزد بهمن رجبی
•         سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:
اجرای کنسرت با گروه‌های «آفتاب»، «آفاق»، «مهر «آوا» و «مهتاب» در تهران و دیگر شهرهای ایران. همکاری با ارکستر سمفونیک تهران به‌رهبری فریدون ناصری. شرکت در تهیه و اجرای موسیقی فیلم تئاتر و سریال‌های تلویزیونی. همکاری در اجرای آلبوم‌های «سایه روشن مهتاب» به آهنگسازی احسان ذبیحی‌فر و خوانندگی بیژن کامکار، «آتش و نی»  و «راز عشق» به‌همراه بهزاد فروهری و مجید وطنیان، آلبوم‌های «می‌شنیدم از پرنده» و «بخوان با من» در زمینه‌ی موسیقی کودک به آهنگسازی محمدرضا فیاض، آلبوم «پرسه در آینه» به‌همراه گروه آفتاب، دو آلبوم بر اساس موسیقی لری و آلبوم «نظم و نثر» با همراهی عود سعید نایب‌محمدی. همکاری با پدرام خاورزمینی در ویرایش کتاب «نت‌نوشته‌های امیر ناصر افتتاح» و تهیه‌ی آلبومی برای سازهای کوبه‌ای به‌نام «کوتاه»، منتشرشده در ایران و اروپا

سامان صمیمی
نوازنده کمانچه
متولد 1356
آموزش ویولن ایرانی از کودکی نزد پدر و فارغ التحصیل نوازندگی ساز ویولن در دوره کارشناسی ارشد از دانشگاه هنر تهران. مدرس هنرستان عالی موسیقی و کنسرواتوار تهران. اجرای کنسرتهای متعدد به همراه گروه اشتیاق در ایران و اروپا. عضو ارکیتر زهی پارسیان. آموزش ویولون نزد ابراهیم لطفی، دکتر ستاره بهشتی و روبن کاسمین و بهره مندی از محضر استادانی چون هادی منتظری و اردشیر کامکار.



حسین رضایی‌نیاalt
نوازنده‌ی دف و دایره
متولد 1354 در تهران
آغاز فعالیت از سال 1371 بیژن کامکار
سابقه‌ی فعالیت‌های هنر :آغاز فراگیری موسیقی در سال 69 با ساز سنتور و سپس یادگیری دف در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی، نوازنده‌ی دف ارکستر سمفونیک تهران به‌رهبری زنده یاد فریدون ناصری، برگزاری کنسرت‌های متعدد با گروه موسیقی «شمس» (استاد کیخسرو پورناظری) و «مولوی» (استاد شهرام ناظری))، نوازندگی دف در آلبوم‌های گوناگون از جمله «گل آتش»، «پنهان چو دل» و «غوغای عشقبازان» و "رندان مست" و "صوفی"و "خیال انگیز"، همراهی با گروه موسیقی «آوا» و استاد محمدرضا شجریان در کنسرت‌های تهران و اصفهان سال 86 و تور کنسرت بهاره در آمریکای شمالی در سال 2008 و تور اروپا ، گروه شهناز تابستان 88.


حامد افشاریalt
نوازنده قیچک باس
متولد : 1356 کاشان
تحصیلات : دکتری پزشکی
•         فراگیری تمبک نزد علی صائمی 1367
•         فراگیری ویلن نزد مرحوم اسدالله ملک 1374
•         فراگیری مبانی هارمونی و سلفژ نزد فرهاد هراتی 1376
•         آغاز نوازندگی قیچک باس به راهنمایی اسثاد مجید درخشانی 1384
•         شرکت در کلاسهای ریتم های ادواری اسثاد محمد رضا لطفی 1385
سابقه فعالیت هنری:
•         همکاری با گروه پرنیان به سرپرستی کامیار صیقلی
•         همکاری با گروه چاووش به سرپرستی زیدالله طلوعی
•         همکاری با گروه خورشید به سرپرستی اسثاد مجید درخشانی
•         همکاری با گروه مهتاب به سرپرستی احسان ذبیحی فر
•         همکاری در تولید آلبومهای فصل باران ، آسمانه، بودن و سرودن، گنج نهان و...


مهدی امینی
alt
نوازنده‌ی رباب
متولد 1358
فارغ التحصیل رشته موسیقی ایرانی مقطع کارشناسی از دانشگاه هنر
فراگیری ساز تار از سال 1374 نزد استادان :
آیدین اولیانسب، محمدرضا ابراهیمی، بهروز همتی ،هوشنگ ظریف
سوابق هنری :
کسب مقام اول درنخستین فستیوال جامع دانشجویان دانشگاه هنر گرایش بداهه نوازی سال 83
کسب مقام اول درپنجمین جشنواره دانشجویان کشور ویژه تار نوازان سال 83

مهرداد ناصحیalt
نوازنده‌ی قیچک آلتو
متولد 1361 در تهران
تحصیلات: فارغ‌التحصیل از هنرستان موسیقی و دانشکده‌ی سوره
اساتید: از سال 1376 سعید فرجپوری، علی‌اکبر شکارچی، اردشیر کامکار، مجید درخشانی و محمدرضا لطفی
سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:
برگزیده‌ی جشنواره‌ی سراسری  آوای همبستگی»،فجر برای نوازندگی کمانچه
همکاری با گروه‌های موسیقی «صنم»، «مضراب »، «ماه»
نوازنده گروه «خورشید» در کنسرت‌های متعدد داخلی و خارجی از جمله اجراهایی در مسکو-چین- ،فرانسه-آلمان  و دانمارک-
تک‌نواز ارکستر «موسیقی نو» به‌سرپرستی علیرضا مشایخی، خواننده‌ی  باس کر در ارکستر سمفونیک تهران و صدا و سیما.
آثار منتشر شده :فصل باران-آسمانه- به آهنگسازی استاد مجید درخشانی
/قدریار-همنشین دیرینه/و البوم  موسیقی نو  به آهنگسازی علیرضامشایخی


کاوه معتمدیان دهکردی
نوازنده‌ی کمانچه
متولد 1362 شهرکرد
تحصیلات :کارشناس موسیقی از دانشگاه هنر ودانشجوی کارشناسی ارشد
نوازندگی کمانچه را از سال 1374 در شهرکرد آغاز کرد.
اساتید:اردشیر کامکار-سعید فرج پوری-علی اکبر شکارچی
عناوین:
کسب مقام اول آهنگسازی در جشنواره غدیر تهران 1382
کسب مقام دوم گروه نوازی در جشنواره فجر تهران 1383
کسب مقام اول نوازندگی کمانچه در جشنواره موسیقی نواحی 1384
کسب مقام اول گروه نوازی در جشنواره موسیقی حماسی خرم آباد 1385
فعالیتهای گروهی:
سرپرست گروه بامداد تاسیس 1384 و اجرا در تهران ، سمنان ، اهواز ، شهرکرد
فعالیت با گروههای سپیدار ، آبیدر، ارغنون ، نوای مهر


سحر ابراهیم
متولد 63 تهران
وی فراگیری موسیقی را در سن 11 سالگی با ساز قانون نزد ملیحه سعیدی آغاز کرد . بعد از فارغ التحصیل شدن از هنرستان موسیقی دختران تهران به ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی در دانشگاه عالی موسیقی تهران پرداخت و هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد موسیقی دانشگاه هنر می باشد.
فعالیتهای هنری:
کنسرت های متعدد در داخل ایران و همکاری با ارکسترهایی از قبیل: شمس و فیلارمونیک اکراین، سیمرغ، رستاک، خورشیدو..
اجرای کنسرت‌های متعدد در کشورهایی چون : اتریش، هلند، آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا.
اجرای موسیقی در (fiture) اسپانیا، (Bit) ایتالیا، (ITB) آلمان، (Mondial) فرانسه همراه با گروه سیمرغ.
دریافت لوح هنری از مرکز Buhne im hof (کشور اتریش)
دریافت دیپلم افتخار در فستیوال (fiture) اسپانیا
وی تاکنون از محضر استادانی چون : ملیحه سعیدی، فرهاد فخرالدینی، حسین دهلوی، نصرالله ناصح پور، سیاوش بیضایی، محمدرضا لطفی، علی اکبر شکارچی، مجید درخشانی، داریوش طلایی، شریف لطفی، اردوان کامکار بهره برده است.


نگار خارکن
نوازنده کمانچه
متولد 1362 تهران
کارشناسی موسیقی دانشکده عالی موسیقی – دانشجوی کارشناسی ارشد موسیقی
فراگیری کمانچه نزد: اردشیر کامکار – هادی منتظری – سعید فرجبوری
کنسرت های متعدد در داخل ایران و همکاری با گروه هایی از قبیل : هم آوایان سال 86 – حسین علیزاده، گزوه مولوی شهرام ناظری سال 87 ، گروه اشتیاق و کوارتت زهی علیرضا قربانی 87
اجرای کنسرت های متعدد در آلمان و فرانسه


جمشید صفرزادهalt
-    نوازندگی پیانو در 8 سالگی نز آقای قوامی
-    نوازندگی سنتور در 10 سالگی نزدعلی تحریری
-    تعلیم ردیف صبا و قطعات استاد پایور نزد بهناز ذاکری
-    فراگیری ردیف میرزا عبدالله نزد پشنگ کامکار و همچنین تعلیم تحت نظر اردوان کامکار
-    فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشگاه آزاد اسلامی
-    همکاری با گروههایی چون مضراب, خورشید وماه (به سرپرستی مجید درخشانی) و آژنگ که نتیجه آن کنسرتهای متعدد در داخل ایران و نیز کشورهایی چون دانمارک, سوئد, آلمان و روسیه می باشد.

 


زندگی نامه همایون شجریان

همایون شجریان
همایون شجریان، فرزند چهره‌ی شاخص ایران ـ محمدرضا شجریان ـ در ۳۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۴ در تهران و در خانواده‌ای عجین با موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا به تشخیص پدر نزد استاد بی‌همتای تنبک، شادروان ناصر فرهنگ‌فر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است، پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد . از ده سالگی نزد پدر آواز را شروع کرد و تکنیک آواز و صداسازی را به صورت فشرده فرا گرفت. در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی و پیانو را به عنوان ساز دوم انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه‌ی فراگیری آن نزد اردشیر کامکار و آشنایی با تار و سنتور بصورت گوشی پرداخت. از سال ۱۳۷۰ پدر و گروه آوا را در کنسرت‌های آمریکا، اروپا و ایران (با تنبک) همراهی کرد و از ۱۳۷۸ به بعد در صحنه‌ی کنسرت‌ها هم‌خوانی با پدر را آغاز نمود. همایون شجریان در کنسرت های بسیاری با بزرگان موسیقی به صحنه رفته و آثار زیادی را به همراه آنان در ایران و جهان منتشر ساخته است که از آن جمله می توان به آلبوم کنسرت های "بی تو بسر نمی شود" و فریاد" اشاره کرد که هردو اثر در سالهای 2003 و 2005 نامزد دریافت جایزه Grammy شدند.
آلبوم نسیم وصل به آهنگسازی محمدجواد ضرابیان، اولین آلبومی است که همایون به تنهایی خوانندگی آن را بر عهده داشته است . پس از آن کنسرت های مستقل و آلبومهای دیگری بنام نا شکیبا، شوق دوست، نقش خیال، با ستاره ها ، خورشید آرزو . قیژک کولی از او به علاقه مندانش تقدیم شده است. همایون در آثار دیگری نیز حضور داشته که از آن جمله به موسیقی فیلم و سریال "آتش سبز" و "شهرآشوب" و مجموعه آثار "عبدالقادر" می توان اشاره کرد.
در حال حاضر چند سالی است که وی به همراه گروه دستان و دیگر هنرمنان به اجرای کنسرتهای متعدد در داخل و خارج از ایران می پردازد.


زندگی نامه محمد رضا شجریان

استاد محمدرضا شجریان
alt
1319
تولد اول مهر ماه در مشهد
1324
اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت
1326
ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.
1327
اموختن تلاوت قران در نزد پدر
1328
شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.
1329
اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.
1331
تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.
1332
قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.
1334
شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد.
1336
ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد).
1338
اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قرائت قران برای رادیو به طور افتخاری.
1339
دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدام در اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.
1340
اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.
1341
جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است.
1342
انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.
1344
تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد.
1345
انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبستان مذکور.
1346
تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.
1347
انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.
1348
تولد دختر سوم مژگان در 27 اردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.
1349
اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان).
1350
اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.
1351
شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی.برگزاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.
1352
اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.
1353
سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی . سفر به چین و ژاپن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.
1354
تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند.
1355
شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) . اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.
1356
اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.
1357
احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).
1358
اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.
1359
فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).
1361
اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد
1362
اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.
1364
اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).
1365
انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.
1366
اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...
1367
برگزاری سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).
1368
اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.
1369
سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج. کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا). کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.
1370
برگزاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای مردم جنوب شهر تهران در فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگزاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).
1371
ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).
1372
انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.
1373
اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.
1374
کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگزاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابان ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی ((در خیال)).
1375
درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).
1376
تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).
1377
اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگزاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).
1378
اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو، دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).
1379
انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان.
1381
اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.


مطالبی در مورد موسیقی سنتی

مطالبی در مورد موسیقی سنتی ایران

موسیقی ایران، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از صدها سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌ است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به "باربد" و "نکیسا" اشاره کرد.


۱ ردیف
۱.۱ دستگاه
۱.۲ آواز
۲ چهره‌های موسیقی ایران
۲.۱ خوانندگان
۲.۲ آهنگ‌سازان
۲.۳ تصنیف سرایان
۳ سازها
۴ جستارهای وابسته
۴.۱ موسیقی نواحی ایران
۴.۲ سایر
۵ منبع
۶ پیوند به بیرون


ردیف
موسیقی امروز ایران از دوره آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازنده تار دوره ناصرالدین شاه) باقی مانده است که توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نامهای میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است، بداهه‌نوازی این دو استاد می‌باشد که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثالهای ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژه‌ی رپرتوار در موسیقی غربی هم معنی است. گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسله‌ی زندیه و اوایل سلسله ی قاجاریه آغاز شده است. یعنی در اوایل دوره ی قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیفی شد و جای مقامهای چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

از اولین راویان ردیف می توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیفهایی که اکنون موجود می باشند : ردیف میرزا عبدالله - ردیف آقاحسینقلی - ردیف ابولحسن صبا - ردیف موسی معروفی - ردیف دوامی - ردیف طاهرزاده - ردیف محمود کریمی - ردیف سعید هرمزی - ردیف مرتضی نی داوود - و... می باشند. و هم اکنون ردیف میرزا عبدالله - صبا و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می شوند .

دستگاه

نگاره‌ای از زنی کمانچه‌نواز بر روی کاخ هشت‌بهشت اصفهان، از سال 1669 م.هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالیی از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده است و معمولا" بدین شیوه ارایه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشه اوج یا مخالف دستگاه در میانه ارایه کار می‌‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارایه تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌‌رسانند.موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:

دستگاه شور
دستگاه سه‌گاه
دستگاه چهارگاه
دستگاه همایون
دستگاه ماهور
دستگاه نوا
دستگاه راست‌پنج‌گاه
آواز
آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه چهارم آن بوده و دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد (در شور سل). بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش روش ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آواز های متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی 5تا هستند و عبارت‌اند از:

آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور
آواز بیات ترک (بیات ‌زند)، متعلق به دستگاه شور
آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور
آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور
آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون
آواز شوشتری، متعلق به دستگاه همایون



چهره‌های موسیقی ایران
خوانندگان
‍لیست تمامی خوانندگان ایران

استاد بنان
قمرالملوک وزیری
محمدرضا شجریان
استاد عبدالله دوامی
استاد محمود کریمی
استاد اقبال السلطان آذر
قاسم جبلی
شهرام ناظری
صدیق تعریف
علیرضا افتخاری
رضا قاسمی
آهنگ‌سازان
درویش خان
مرتضی نی‌داوود
پرویز مشکاتیان
محمدرضا لطفی
کیهان کلهر
علینقی وزیری
فرهاد فخرالدینی
فرامرز پایور
فریدون شهبازیان
حسین علیزاده
حمید متبسم
ارشد طهماسبی
استاد بیکچه خانی
استاد جلال ذوالفنون
برادران کامکار
جوادلشگری
علی اکبر شهنازی
تصنیف سرایان

آوازه‌خوانان در رستورانی در مرکز شهر تهران.عارف قزوینی
علی اکبر شیدا
محمدعلی امیرجاهد
سالک اصفهانی
بیژن ترقی
رحیم معینی کرمانشاهی
تورج نگهبان
رهی معیری
دکتر نیرسینا
کریم فکور
رهی معیری
محمد علی بهمنی
اخوان ثالث
حسین منزوی
--- سازها
نی
دف
تار
سه‌تار
دوتار
کمانچه
قیچک
قانون
تمبک
چنگ
رباب
تنبور
سنتور
بربط
عود
داریه
ضرب
چگور
تمبیره
سرنا
دودوک (بالابان)
نی انبان
قره نی
دون علی
دوضاله یا دوزله
دهل
دمام
تاس
نقاره
زنگ
طبل
کرنا
کوس
دیوان
هزار تار
چنگ
سنتور ایستاده
اِکتار(سازی تک سیمه)


5 نظر  

نوشته شده توسط فرحان نبوی در 87/07/18 ساعت 19:33 موضوع | لینک ثابت


 

 

 

 

 


نظر بدهید  

نوشته شده توسط فرحان نبوی در 87/04/26 ساعت 15:24 موضوع | لینک ثابت


موسیقی از نگاه بزرگان :

افلاطون : موسیقی ، یک ناموس اخلاقی است که روح به جهانیان ، و بال به تفکر و جهش به تصور ، و ربایش به غم و شادی و حیات به همه چیز می بخشد.

ابونصر فارابی : موسیقی ، علم شناسایی الحان است و شامل دو علم است ; علم موسیقی عملی ، وعلم وموسیقی نظری.

ابوعلی سینا : موسیقی علمی است ریاضی که در آن از چگونگی نغمه ها از نظر ملایمت و سازگاری ، و چگونگی زمانهای بین نغمه هابحث می شود.

بتهون : موسیقی ، مظهری است عالیتر از هرعلم و فلسفه ای . موسیقی هنرزبان دل و روح بشر و عالیترین تجلی قریحه انسانی است.

لئوپددوفن: ریشه موسیقی به عهد کهن ارتباط دارد . درواقع همان روزی که انسان توانست برای نخستین بار خوشیها ورنجهای خود را با صدا نمایش دهد ، مبدأ موسیقی به شمار می آید.

فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است.

امام محمّد غزالی ( در کتاب احیاءالعلوم ) : « در جایی که شتر ـ با پستی طبعش ـ از حداء ( آواز و سرود شتربانان برای راندن اشتران ) متأثر می گردد، چنانچه آدمی از شنیدن غنا و بانگ دلپذیر به وجد در نیاید، از حیوان نیز پست تر است... اگر بهار و گلهای رنگارنگ و رَوح و ریحان آن، یا عود و نغمه تارهایش نیز کسی را به جنبش و نشاط در نیاورد، آن شخص فاسد المزاج و کژ طبع می باشد ».

عبدالقادر مراغه ای مقامات موسیقی را به پیامبران منسوب می کند: «... حضرت ابوالبشر (ص) در مقام راست: ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکوننّ من الخاسرین می گفتی؛ و حضرت موسی (ع) در وادی ایمن در مقام عشّاق، ناله و مناجات کردی؛ و حضرت یوسف (ع) در قعر چاه و زندان به مقام عراق گریستی؛ و حضرت یونس، در بطن الحوت (شکم ماهی)، به آهنگ کوچک فغان کردی، و حضرت داود (ع) در سر قبر اوریا برادرش... در آهنگ حسینی ندبه نموده مناجات می کردی؛ و حضرت ابراهیم (ص) در آتش نمرود در مقام حسینی و نوروز العرب ناله کردی، و حضرت اسماعیل (ع) در غذا (غزا؟) در مقام رهاوی قرآن خواندی و در وقت ذبح در عشاق ناله کردی . »

فلسفه وجودی مخالفت و اختلاف فتاوی در مورد مسأله موسیقی:

1- وجود روایات متعارض ( که مفهوم آنها دال بر اباحه است ). برای مثال چندین روایت نبوی مشهور :

الف - عن ابی جعفر علیه السلام : " و رجّع بالقرآن صوتک فإن الله عزّ و جلّ یحبّ الصوت الحسن یرجّع فیه ترجیعا"  ترجمه : از امام صادق (ع) نقل است : ترجیع ( چهچه ) بده به قرآن صدایت را ، زیرا خداوند عزوجل دوست دارد صدای نیکو را که در آن گردش دهد نوع گردش دادنی ( چهچه بزند ). وسائل الشیعه ، ج4 ، ص859

ب - عن الصادق علیه السلام - قال : قال النبی صلی الله علیه و آله ، ان من اجمل الجمال شعر الحسن ، و نغمه الصوت الحسن (کافی ج2 ص 615 - حدیث8 ).


ج - فی الفقیه : « سأل رجلٌ علی بن الحسین (ع ) عن شراء جاریة لها صوتٌ فقال ما علیک لو اشتریتها فذکّرتک الجنة یعنی بقراءة القرءان و الزهد و الفضائل التی لیست بغناء فأما الغناء فمحظور».

ترجمه : مردی پرسید از حضرت علی بن الحسین (ع ) از خریداری کنیزی که دارای صدایی است ، در جواب فرمود : گناهی بر تو نیست اگر خریداریش کنی ، پس او تو را به یاد بهشت انداخت ، یعنی با خواندن قرآن و زهد و فضائل به صدایی که غناء نباشد، و اما غناء آن نهی شده ( غناء باطل ).

 

د - « إقرءوا القرءان بألحان العرب و أصواتها » وسائل الشیعه ، ج4 ، ص858 ( که بنا بر تفسیر محقق سبزواری و محدث کاشانی و...منظور از الحان العرب ( شامل هفت الحان : بیات - رست - صبا - نهاوند - حجاز - سه گاه - عجم )، غناست و این دال بر این نکته است که غنای باطل و غنای جایز داریم و اصل غنا مباح است ).

 

هـ - عاصم بن حمید از امام صادق(ع) پرسید آیا در بهشت غنا وجود دارد؟ _ امام(ع) در ضمن پاسخ خود به او فرمود: آری، وجود دارد. در بهشت درختی است وقتی نسیم بر آن می وزد صدای دلربائی از آن شنیده می شود كه گوشی دلنوازتر از آن نشنیده است و سپس افزود: «هذا لمن ترك السماع مخافة الله» ترجمه : این لذت برای كسی است كه به خاطر خدا از شنیدن غنا در دنیا خودداری كرده باشد!! ( بحارالانوار، ج 8، ص127).

پاسخ منطقی برای این روایت چه چیز می تواند باشد؟؟! اگر موسیقی حرام است بحث دنیا و آخرت درش نیست ! قضاوت با شما .. !!؟

2- تمامی روایات موجود در باب حرمت غنا ، روایات واحده و مستفیضه یا مرسله هستند که از منظر گروهی از علماء و اسلام شناسان فاقد اعتبار است ، چرا که آنها احادیث را به دو دسته صحیحه و غیر صحیحه تقسیم می کنند و روایات واحده و مستفیضه و ... در دسته روایات غیر صحیحه واقع شده و از اعتبار ساقط است ، و از طرفی نیز ، روایات متواتره صحیح ، در دسته روایات صحیحه جای می گیرد ، تا جایی که شخصیت بزرگی مثل مقدس ادبیلی (رحمة الله ) در شرح ارشاد کتاب المتاجر ، قسم رابع گفته است : « والاخبار لیست بصحیحه صریحه من التحریم مطلقا » .

3- محکمترین دلیل قائلین حرمت غناء ، تمسک به دو آیه شریفه :

-عبارت (لهو الحدیث) از آیه شریفه " و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله ... " لقمان/6
، عبارت (قول الزور ) از آیه شریفه " فاجتنبوا الرجس من الاوثن و اجتنبوا قول الزور ... " حج/30
است که شیخ اعظم انصاری آنها را رد کرده و دلالت آیات را بر حرمت غنا مردود دانسته و تمسک به همان اخبار ضعیف کرده . ( چنانچه در پست قبلی اشاره شد ، دکتر شریعتی نیز این دو آیه را مرتبط با حرمت غناء ندانسته و صراحتا" آنها را رد کرده است ).

شیخ اعظم انصاری در جواب به این دلیل ، فرموده اند که غنا از مقولات صوتی است نه کلامی ، یعنی از دید شیخ انصاری غنا یک کیفیت خاصی از صداست که خواننده آن را ادا می کند نه مضمون کلام . از این رو این دو عبارت " قول الزور" و " لهو الحدیث " که دلالت بر کلام کذب و باطل دارد نمی تواند اشاره به غنا داشته باشد . برای بیشتر روشن شدن معنای این دو عبارت ، می توان به شأن نزول این دو آیه مراجعه کرد ، که توضیح بیشتر در این مجال ممکن نیست.

آنچه از این همه نوشته ها و گفتارها استنباط می شود اینست که مسأله حرمت موسیقی یک مسأله ضروری ، مثل حرمت شرب خمر ، زنا ، وجوب صلاة و صوم نیست و فتاوی در مورد حرمت موسیقی همانند حرمت شرب خمر و زنا و ... اجماعی نیست و اختلافاتی وجود دارد و یا به عبارتی بنا به گفته دکتر شریعتی : « دستگاههای تبلیغاتی شیعه فعلی ، که از توجیه و تفسیر منطقی و تحلیل تاریخی بسیاری از عقاید و احکام خاص شیعه عاجز است ، در برابر انتقاد روشنفکران که : چرا موسیقی - که یک هنر عمیق و مؤثر است و می تواند بسیار هم مثبت باشد - در شیعه حرام شده است ؟ از پاسخ درمانده است


 

 

جای تبلیغ شما


جای تبلیغ شما جای تبلیغ شما
 

امروز :
 دیروز :
 كل :


 كل مطالب :


 

 

 

 

 

فرشاد صالحی


 

 

 

طراحی این قالب توسط وحید عالمی (ایرانیان گرافیک) صورت گرفته است . هرگونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز میباشد